نگاه کن! گل سرخ نشانه ی چیست؟!
واطان در جوانی ماهی گیر بود.
حالا دیگر دوست ندارد تور بیندازد دریا!
اجداد مادری واطان یونانی بودند.
مادرش ملینا ارتودکس مومنی بود.
ملینا می گفت: "جهان بالغ شده و دیگر مسیح بر صلیب نیست."
ملینا در یک سفر دریایی در مدیترانه غرق شد و چین های عمیقی بر صورت واطان گذاشت.
هنوز دایی یانیس از آتن نامه می دهد.
دایی یانیس می نویسد: "هر موقع که بخوای می توانی به وطنت برگردی."
یک بار واطان به او نوشت: "وطنم دریاست! آنجا که مادرم گم شد. خانه ام قایق پدری ام..."
کنار مرمره، یونس قایق های چوبی را تعمیر می کند. یونس خیلی دقیق الوار ها را جفت می کند. چندین بار کف قایق ها را وارسی می کند.
دست آخر به دریانورد ها و ماهی گیران می گوید: "احتیاط کنید! طوفان نشانه هایش ثابت نمی ماند."
یونس کم حرف می زند. چشم هایش رنگ آب ها شده!
واطان دیگر ماهی گیری نمی رود.
این روز ها کنار هتل سورملی استانبول سی دی می فروشد.
کاسبی بدی نیست...
آخر شب ها هم پشت موزه پاتوق دارد.
جوان ها با او راحتند: فرید، علی، بشری، کارین، سفورا
گاهی سفورا گیتارش را می آورد.
آواز می خوانند.
هر کس قصه ی خود را می گوید.
می خندند.
واطان قصه های بسیار دارد.
از دریا، از مادرش ملینا، از سفر!
همه واطان را دوست دارند.
همین حالا آنها لب مرمره جمع شدند.
آخه امشب تولد کارین است.
کارین دختر شادیست.
کمی فارسی بلد است.
هنگام قتل عام ارامنه، اجداد کارین به شمال ایران مهاجرت کردند.
از ایران برای کارین نامه می آید گاهی!
امشب کارین نوزده ساله می شود.
جوان ها برایش جشن گرفته اند!
لیلا کیک پخته است. بشری صلیب چوبی کوچکی آورده. واطان برایش یک سی دی آورده.
علی اما؛
برایش چند شاخه رز سرخ آورده!
همه شادند!
واطان می خندد و می گوید: "کارین نگاه کن! گل سرخ نشانه چیست؟!"
علی به سفورا اشاره می کند: "چرا معطلی؟! گیتار بزن دختر. گیتار بزن."
نوشته شده توسط خانم سارا، استانبول 15/6/81.
دانلود فایل فلش دکلمه ی متن بالا:
http://www.mediafire.com/download.php?myymqczuoyz
برداشته شده از سایت آینه: www.ayene.com
سلاخی میگریست، به قناری کوچکی دل باخته بود.