مي گوييند آدم ها وقتي پير مي شوند تازه بچه مي شوند، تا به حال به اين موضوع فكر كرده ايد؟ آيا رابطه اي بين پيري و بچگي وجود دارد؟

يادم مي آيد وقتي مادجون مريض بود مي گفت: "دوست دارم مثل بچه ها توي كوچه بدوم، مثل آنها بلند بخندم و آوازهاي كودكانه سر دهم" و من، چون بچه بودم به اين حرف هايش مي خنديدم. حالا او رفته و من بزرگ شده اما حالا ديگر به حرف هايش نمي خندم چون من هم مي خواهم بدوم و آواز هاي كودكانه سر دهم.

مادر بزرگ مي دانست يزرگترين جرم بچه ها دزدكي نگاه كردن وقت قايم باشك بازيه و كوچك ترين جرم ما بزررگتر ها از يكديگر نردبان ترقي ساختن است. او مي گفت: "روزي از پدرم پرسيدم بابا من كي اندازه شما و مامان مي شوم؟" پدرش جواب داد: "وقتي من و مامان اندازه تو شديم."

بياييد هيچگاه كودكي مان را فراموش نكنيم تا وقت پيري براي لحظه اي كودك بودن، آه حسرت سر ندهيم.

نوشته و فرستاده شده توسط خانم آزاده