«کریه» اکنون صفتی ابتر است

چرا که به تنهایی گویای خون تشنگی نیست.

تحمیق و گران جانی را افاده نمی کند

نه مفت خواره گی را

نه خود باره گی را.

تاریخ ادیب نیست

لغت نامه ها را اما اصلاح می کند.

****

بانگ در بانگ

خروسان می خوانند.

تا دوردست های گمان اما

در این پهنه ی ماسه و شوراب

روستایی نیست.

روز است که دگر باره باز می گردد

یادآور صبح و سلام و سبزه،

و تحقیر است که هر سپیده دم

از نو

اختراع می شود

در تجربه ی گریان همیشه.


نوشته شده توسط احمد شاملو، در کتاب مدایح ییصله.