شاید اگر دریا بود….
سالومه چه با حسرت از دریا می گفت!
از امام زاده ای که وسط آب بود و آدم ها با قایق می رفتند طرفش!
اگر دریا بود گیاه بود و باد بود و هوای تازه!
با دریا دل ها بزرگ تر می شد و آرزو ها کوچیک تر!
شاید اگر دریا بود…
نوشته شده توسط پیمان معادی در فیلم نامه ی کافه ستاره!
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 12:38 توسط مهیار ریاحی نیا
|
سلاخی میگریست، به قناری کوچکی دل باخته بود.