غمگین نامه!
خیلی دلم می خواد بنویسم. شاید بیشتر از همیشه! اما نوشتنم نمیاد! سوژه ای ندارم برای نوشتن. شاید من دیگه اطرافم رو نمی بینم که سوژه ای نمی بینیم.
انگار بزرگ شدم!
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 22:55 توسط مهیار ریاحی نیا
|
سلاخی میگریست، به قناری کوچکی دل باخته بود.